به سايت اطلاعات.نت
خوش آمديد

صفحه نخست | روزنامه ها | گروهاي سياسی | ادب و هنر | راديو | تلويزيون |فايل های صوتی
وب لاگها| كامپيوتر | مقالات مذهبی | ورزشی تاريخ وفرهنگ | تماس با ما | بایگانی

 


bookmark print></a><a href='http://faves.com/Authoring.aspx?u=www.ettelaat.us/10-juli/news.asp?id=49145&t=بیانیه جمعی از دانشآموختگان باستانشناسی و میراث فرهنگی کشور درباره انتقال ناگهانی سازمان میراث فرهنگی و گردشگری از تهران'><img border= myspace.com reddit.com del.icio.us Facebook Twitter

بیانیه جمعی از دانشآموختگان باستانشناسی و میراث فرهنگی کشور درباره انتقال ناگهانی سازمان میراث فرهنگی و گردشگری از تهران
  اعتراض به چند پاره شدن سازمان میراث فرهنگی

تشکیلات میراث فرهنگی ایران در یک دهه اخیر شاهد یکی از پُر افت و خیزترین دورههای حیات خود بوده است. اگرچه مرکز باستانشناسی ایران، در نیمه دهه 1360 در ادغام با چند مرکز دیگر به سازمان میراث فرهنگی تبدیل شد، اما دامنه تغییر و تحولات این تشکیلات به اینجا بسنده نکرد. قریب به یک دهه پیش، زمزمه پیوستن سازمان ایران‌گردی و جهان‌گردی به سازمان میراث فرهنگی در گوشها پیچید. سپس سازمان صنایع دستی را نیز به بهانه همسنخبودن به این سازمان وصله کردند و هرچه کارشناسان از این اقدام انتقاد کردند، اثری نبخشید. در یکی دو سال اخیر، در پی برخی موضعگیریهای مقامات ارشد سازمان میراث فرهنگی و گردشگری، زمزمههای خروج این سازمان از حوزه معاونت ریاست جمهوری و الحاق (دوباره) به وزرات فرهنگ و ارشاد اسلامی در مجلس شورای اسلامی بالا گرفت که در پی انتقادها، این طرح مسکوت ماند. اخیراً، به دنبال مصوباتِ هیأت دولت مبنی بر کاهش تراکم جمعیت تهران، ریاست این سازمان به عنوان نخستین سازمان پیشگام در اجرای این طرح به دنبال انتقال سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری به شهرستان‌ها و شقهشقه کردن آن است؛ بهگونهای که قرار است هر قسمت از پیکره این سازمان به گوشهای از کشور منتقل شود تا جمعیت پایتخت کاهش یابد.

متأسفانه باید گفت که در این طرحِ تازه که به چندپاره شدن سازمانِ متولی میراث و تاریخ و فرهنگ این کشور منجر خواهد شد، بسیاری از مسائل نادیده انگاشته شده است. سر فصل این مشکلات و مسائل و مصائب را میتوان به شرح زیر دستهبندی نمود:

1- ایجاد اختلاف و انشقاق در ارکان خانوادههای کارمندان و کارکنان شاغل در سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری. کارمندان این سازمان در طی سالیان خدمت خود تمام امورات و مقدورات زندگیشان را بر مبنای زندگی در تهران برنامهریزی کردهاند. محل کار و زندگی آنها و نیز خانواههایشان در تهران است. دستور ناگهانی و غافلگیرکننده به کوچ اجباری هر یک از اعضاء خانواده مشکلات حاد عاطفی، رفاهی و معیشتی را در پی خواهد داشت تا بدان حد که میتواند شیرازه خانوادهها را از هم بپاشد. وضعیت کنونی انتقال این سازمان به شهرستانها، چنان است که گویی سیل یا زلزله یا آتشفشانی در تهران رخ داده و میبایست بیدرنگ و تأمل اقدام به انتقال و جابجایی کرد. حال آن‌که در چنین مواردی در سرتاسر جهان، انتقال پایتخت خصوصاً زیرساختها و مراکز فرهنگی آن، بسیار تدریجی و برنامهریزی شده انجام میگیرد و نه دستوری و ناگهانی و بیضابطه.

2- گذشته از موضوع فوق، میتوان به ماهیت سازمان میراث فرهنگی اشاره نمود. این سازمان، متولی نگهداری، پاسداشت و شناساندن آثار فرهنگی و مواریت ملّی ماست. بدنه کارشناسی این سازمان نیازمند ارتباط و پیوند دائم با مراکز دانشگاهی و پژوهشی و استادان و پژوهشگران رشتههایی چون باستانشناسی، تاریخ، تاریخ هنر، زبانشناسی، جغرافیا، جغرافیای تاریخی، و سایر رشتههای مرتبط است. این اساساً به دلیل ماهیت و ساختار چندرشتهای میراث فرهنگی و باستانشناسی است که دانشی عمیقاً میانرشتهای و گسترده است. بخشبخش کردن اجزاء گوناگون این سازمان و انتقال آن به نقاط گوناگون کشور منجر به از هم گسستن انسجام و یکپارچگی آن شده و زمینهساز آسیبهای فرهنگی بسیاری در آینده میشود.

3- در کنار ارتباط تنگاتنگ بدنه کارشناسی سازمان میراث فرهنگی و گردشگری با اساتید و گروههای دانشگاهی، باید به ارتباط و نیاز روزمره دانشجویان رشتههای باستانشناسی، مرمت، موزهداری و... به کارشناسان سازمان میراث فرهنگی جهت تبادل نظر و استفاده از نظرات آنان و مطلع شدن از آخرین کشفیات و دستاوردهای این حوزه اشاره کرد.

4- کتابخانه و مرکز اسناد سازمان میراث فرهنگی یکی از غنیترین و تخصصیترین کتابخانههای این حوزه در سرتاسر کشور است. پارهپارهشدن بخشهای مختلف سازمان باعث بروز اختلال جدی در استفاده از این مرکز تخصصی برای تمام حوزههای این سازمان اعم از باستانشناسی، مرمت، حفاظت، صنایع دستی، گردشگری، مردمشناسی، زبان شناسی و غیره خواهد شد.

5- چند پاره شدن سازمان میراث فرهنگی باعث جدایی و انشقاق اساسی در پیکره مجموعه میراث فرهنگی میگردد. چندین دهه زمان نیاز بوده تا بهطور طبیعی و به روال عادی مجموعة اداری-پژوهشی سازمان میراث فرهنگی شکل بگیرد. این مجموعه شامل مرکز باستانشناسی، مرکز مردمشناسی، اداره کل موزهها، اداره کل حفاظت آثار باستانی و بناهای تاریخی، موزه ایران باستان و چند مرکز دیگر بوده که در یکدیگر ادغام شده به صورت سازمان میراث فرهنگی کشور مجتمع گشتند. هم اکنون قرار است معاونتهای گوناگون این سازمان، هر یک به استانی منتقل شوند. برای مثال، معاونت صنایع دستی به شهر اصفهان و معاونت میراث فرهنگی به شهر شیراز. در حالی که یکی دیگر از اجزاء بههم پیوسته این مجموعه، موزه ملّی ایران است. این موزه، در دو بخش پیش از اسلام و بخش دوران اسلامی، مشتمل بر آزمایشگاه، بانک سفال، کتابخانه و چندین بخش جانبی دیگر است. جدا کردن هر اندامی از پیکره سازمان میراث فرهنگی ضربهای کاری بر موجودیت کل پیکره خواهد بود و کندن این پیکره از بُن و دورافکندن آن از پایتخت و گسستن پیوند همجواری آن با مراکز اداری و اجرایی و پژوهشی و دانشگاهی کشور، ستم غیر قابل بخششی است که برنامهریزان این طرح بر سازمان متولی میراث و تاریخ و فرهنگ ما وارد میآورند.


با توجه به مباحث بالا، ما دانشآموختگان باستانشناسی کشور پیشنهاد میکنیم تا مدیران ارشد این سازمان -به‌خصوص شخص ریاست محترم- از شتابزدگی در این موضوع بسیار حساس بپرهیزند و پیش از اقدام به چنین امر خطیری، نشستهایی کارشناسی با اساتید این حوزه در سازمان میراث فرهنگی و دانشگاهها و مراکز پژوهشی برگزار نمایند تا پیشاپیش تمهیدات لازم برای تمام ابعاد این تغییر و جابجایی اندیشیده شود و آسیبهای احتمالی پیشبینی گردد. امضاکنندگان این نامه و دوستداران و علاقمندان به میراث فرهنگی ایرانزمین هنوز از جزییات برنامههای این تغییر و جابجایی بیخبرند. وقتی قرار است مهم‌ترین سازمانی که متولیِ پاسداری از میراث فرهنگی این مرز و بوم است به طور ناگهانی در مسیر چنین تغییرات عظیم و گستردهای قرار گیرد، شایسته است که مجریان این تغییر، رفتار شفافتری در پیش گیرند و با درایت بیشتری با این مسأله فرهنگی مواجه شوند.

اگر قرار بر کاهش جمعیت تهران است، آیا این انتظار نایجایی است که نخست سازمانها و مراکزی که جمعیت بیشتری نسبت به خانواده کوچک میراث فرهنگی دارند، انتقال یابند و سپس سازمان میراث فرهنگی؟

آیا در مورد مراکز اقتصادی یا مراکزی همچون وزارت نفت و یا مراکز عمرانی همچون وزارت نیرو و راه و ترابری یا مراکز نظامی که همة آنها جمعیت بیشتری نسبت به سازمان میراث فرهنگی دارند، این‌چنین شتاب‌زده عمل شده است؟ فرهنگ، اساس یک جامعه است و برخورد دستوری با سازمان متولی میراث و تاریخ و فرهنگ کشور تبعات ناخوشایندی در پی خواهد داشت.

امضاها محفوظ است


در همين رابطه

سالروز مرگ اکبر محمدی در زندان اوین
دانشجونیوز: اکبر محمدی یکی از فعالان دانشجویی بود که از سال ۱۳۷۸ و در پی اعتراضات دانشجویی تیرماه ۱۳۷۸ تهران دستگیر،شکنجه و زندانی شد. او در ۸ مرداد ۱۳۸۵ پس از چند روز اعتصاب غذای خشک در زندان اوین به صورت مشکوکی درگذشت. اکبر محمدی در سال ۷۸ به همراه برادرش منوچهر محمدی و تعداد زیادی از دانشجویان در طی اعتراضات دانشجویی کوی دانشگاه تهران دستگیر و در دادگاه..
جایی در شهری دور به یاد صدیقه دولت آبادی، چراغی روشن است ,نرگس بابا رئیسی
روزنامه دیواری.... مدرسه فمینیستی: به مناسبت بزرگداشت بانو صدیقه دولت آبادی در ششم مرداد با دوستان هماهنگ کردیم که دور هم جمع شویم و درباره بانو صدیقه دولت آبادی ؛ الگوی مبارزه راستین صحبت نماییم. از بین دعوت شدگان عده ای از دوستان حظور یافتند. ساعت 9 صبح فاطمه، مریم، سحر، خانم نوروزی، به اتفاق نائب دبیر انجمن نویسندگان شهر، زودتر از دیگران به خانه ام آمدند...
بررسی حق طلاق در قوانین ایران به بهانه نظریه تعدیل قانون حق طلاق ,لیلا علی کرمی
مدرسه فمینیستی: چندی پیش معاون پژوهشی شورای فرهنگی‌ اجتماعی زنان در گفتگو با خبر نگار مهر از نظریه تعدیل قانون حق طلاق و یا حتی واگذاری این حق به زنان سخن گفت. مریم احمدیه با تاکید بر اینکه مواردی مانند تعدیل حق طلاق و حضانت قانونی وجود دارد تصریح کرد: البته اصلاح کیله قوانین در این موارد در یک سال و دو سال امکان پذیر نیست بلکه به روند طولانی تری برای بررسی‌..

توجه:استفاه از مطالب اطلاعات.نت با ذكر ماخذ آزاد می باشد

با خبرهای خود به خبررسانی اطلاعات.نت ياری رسانيد!

Copyright © 1999-2010 Ettelaat Network, All Rights Reserved
Webmaster
اطلاعات .نت به هيچ گروه و مرام و مسلك وابسته نيست
اطلاعات.نت هيچ مسئوليتی در باره محتوای مقالات نداشته و مسئول محتوای هر مقاله نويسنده آن ميباشد
  نظر نویسندگان مقالات در اين سايت می تواند مغایر با موضع  اطلاعات.نت باشد
 مولف اين سايت مطلقا براي كار خود كه هدف ميهني و آموزشي دارد نه در گذشته، نه در حال حاضر و نه در آينده كمك مالي هيچكس، هيچ سازمان و هيچ دولتي را نمي پذيرد.
 خدمت به ميهن ، هموطنان، همتباران و همزبانان لذتي دارد مافوق همه لذتها، مخصوصا اگر بدون دستمزد و كمك مالي انجام گيرد